صفت هشتاد و هشتم حضرت علی(ع)


        مُجَانِبُ الفَسادِ    علی(ع) از تباهی بدور بود.

توضیح: فساد و تباهی گاهی علمی است و گاهی عملی. اندیشه و عمل فاسد، انسان را به وادی تباهی می کشاند و رفته رفته صاحبش را از مرحله ی «فاسد» بودن به مرحله «مفسد» بودن سوق می دهد. مُفسد کسی است که علاوه بر غوطه ور شدن در تباهی، دیگران را نیز به این گرداب می کشاند. قرآن می فرماید:« وَ لا تَعثَوا فی الارضِ مُفسدین   در زمین به فساد و گردنکشی نپردازید/بقره60.»   مصادیق فساد در قرآن عبارت است از:  نفاق و منافقین(سوره بقره/11) ،  قطع رحم(سوره بقره/27)،  قتل و کشتار(سوره قصص/4)،  طغیان(سوره فجر/12)، کم فروشی(سوره هود/85).                                حضرت علی(ع) که مظهر اصلاحگری و مُصلح بشریت بودند از تمام مظاهر تباهی منزه بودند و با تلاش، مرام، اندیشه و عمل خود ریشه ی تباهی را در طول حیاتشان از روی زمین برکندند.

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

 

صفت هشتاد و هفتم حضرت علی(ع)

            الرَّشادِ    علی(ع) حق گرا و رشد یافته بود.

توضیح: رشد در فرهنگ قرآن کریم، بر صفتی اطلاق می شود که انسان را به صلاح و سداد راهنمایی می کند واز تباهی و سیاهی باز می دارد. این واژه در مقابل غَیّ به کار می رود. قرآن می فرماید: «قَد تَبَیَّن الرُشدُ من الغی  همانا رشد و صلاح از گمراهی و ضلالت باز شناخته شده است/سوره بقره،256.»  قرآن معجزه ای است که پیروانش را به رشد می رساند، چنانچه می فرماید:«یَهدی إلی الرُّشدِ  قرآن به سوی رشد هدایت می کند/سوره جن،2.»  در مفهوم واژه ی رشد،«به مقصود رسیدن» نهفته است و علی(ع) رشاد و رشید بود، به مقصد اعلای خلقت جهان هستی رسیده بود. او پس از پیامبر کامل ترین مظهر رشد الهی به شمار می رود. حضرت علی(ع) درباره ی رهبری رشیدانه ی خویش می فرمایند: «أتَتَوَقَّعونَ إماما غیری.... و یُرشِدُکم السَّبیل   آیا انتظار دلرید رهبری جز من با شما همراهی کند... و راه حق را به شما نشان دهد؟(و حال آنکه جز من کسی را توان چنین کاری نیست.)/نهج البلاغه: خطبه 182»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 


صفت هشتاد و ششم حضرت علی(ع)

  الإمامُ المَهدیُّ    علی(ع) پیشوا و  رهبر(مردمان) بود.

توضیح: در مکتب تربیتی اسلام، رهبری و امامت به برخی از بندگان برگزیده عنایت می شود. صاحب این مقام دارای کمالات و صفات انسانی حداکثری می باشد و همین نکته دلیل انتصابی بودن و نه انتخابی بودن این سِمَت الهی است. در فرهنگ شیعی، حداکثر کمال علمی «علم غیب» و حداکثر عملی «عصمت» می باشد و امام کسی است که هم دارای علم غیب است  وهم دارای عصمت و به همین دلیل شایستگی آنرا دارد که دیگران تسلیم اوامر او گردند. به ابراهیم خلیل پس از آزمایشهای گوناگون این سمت داده شد «و إذا ابتلی ابراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأتَمَهُنَّ قال إنّی جاعِلکَ للناسِ إماماً   وچون ابراهیم را پروردگارش بیازمود و او آن امتحانات را به پایان رسانید، به او خطاب کرد: من تو را برای مردم (امام) قرار دادم/ سوره بقره،124.»  پیامبر فرمود: «إنَّ إمامَکُم علیُّ بن ابیطالب، فَناصحُوهُ و صَدَّقُوهُ، فإنَّ جبریل أخبَرَنی بذلک  همانا امام شما علی است، پس خیرخواهش باشید و او را تصدیق کنید که همانا این مطلب را جبرئیل به من خبر داد/میزان الحکمه:ح960.»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هشتاد و پنجم حضرت علی(ع)


    وإبنُ عَمَّ النَبِی صَلی اللهُ عَلَیهِما     علی(ع) پسر عموی پیامبر بود.

توضیح: یکی از شرافتهای حضرت علی(ع) داشتن ارتباط نسبی نزدیک با پیامبر خدا می باشد. هر چند این شرافت در مقابل سایر شرافت های ذاتی و ملکوتی حضرت اهمیت کمتری دارد، اما در میان فضائل حضرت، از افتخارات ایشان به شمار می رود. ارتباط تنگاتنگ محمد(ص) با علی(ع) بسیار زیبا و شنیدنی است. عبدالمطلب ده پسر داشت، یکی از آنان عبد مناف (ابوطالب) بود که از او حضرت محمد پا به عرصه ی وجود نهادند. ابوطالب، عبدالله و زبیر سه فرزند عبدالمطلب بودند که از یک مادر به نام فاطمه متولد شده بودند. پیامبر خدا می فرمود: «علیٌّ مِنّی و أنا مِنه    علی(ع) از من است و من از اویم/ میزان الحکمه:ح999.»     « إنَّ عَلیّاً لَحمُهُ مِن لَحمی و دَمُهُ مِن دَمی  همانا گوشت و خون علی از گوشت و خون من است/ میزان الحکمه:ح 1002.»      « أنا و علیٌّ مِن شَجَرَهٍ واحِدَهٍ و الناسُ مِن أشجارٍ شَتی   من و علی از یک درختیم و دیگر مردمان از درختهای گوناگون/ میزان الحکمه:ح 993.»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هشتاد و چهارم حضرت علی(ع)

       مِن بَنی هاشِم     علی(ع) از بنی هاشم بود.

توضیح: منظور از بنی هاشم، فرزندان هاشم بن عبد مناف جد اعلای رسول خدا می باشد. هاشم در میان عرب به نجابت مشهور و نزد آنان بسیار محترم بود. رسول خدا(ص) و حضرت علی(ع) از دودمان اویند و همیشه به این نسب نیز افتخار می کردند. حضرت علی(ع) از ناحیه پدر و مادر هاشمی بودند. پیامبر اکرم فرمودند: « بُغضُ علیٍّ کُفرُ و بُغضُ بنی هاشمٍ نِفاقُ  دشمنی و کینه توزی با علی(ع) موجب کفر و دشمنی با بنی هاشم نشانه ی نفاق است./بحار: ج13، ص221»  هنگامی که از حضرت علی(ع) درباره اوصاف قریش پرسیدند، فرمود: «اما بنی مخزوم گل خوشبوی قریش هستند، هم صحبتی با مردانشان و زناشویی با زنانشان را دوست داریم. اما بنی عبد شمس دوراندیش ترین قریش می باشند. اما ما(بنی هاشم) بخشنده تریم نسبت به آنچه که در دستمان است و سخاوتمندتریم به جان دادن هنگام مرگ و.... فصیح تر، نیکخواه تر و خوشروتر هستیم/نهج البلاغه: الحکمه 120.»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

صفت هشتاد و سوم حضرت علی(ع)

      مُوَدِّی الاَمَانَهِ    علی(ع) ادا کننده ی امانت ها بود.

خداوند متعال در قرآن می فرماید: «إنَّ الله یأمُرُکُم أن تُوَدُّ الاماناتِ إلی أهلِها   خداوند به شما فرمان می دهد که امانات را به صاحبان آنها برگردانید./سوره نساء،58. »  امانت داری خصلتی انسانی و بزرگ است که حتی در بین مذاهب و ادیان غیر اسلامی نیز از ارزش و جایگاه والایی برخوردار است. حضرت علی(ع) که امین خدا و رسول و مخلوقین بود، با عنوان «امین الله» شناخته می شد.  آری او «امین الله» است، چون قرآن، اسلام و حاصل زحمات 23 ساله ی پیامبر به او سپرده شده است. او «امین الله» است، چون انسانیت و فطرت پاک خویش را از خدا امانت گرفت و پاک به او تحویل داد.  او «امین الله» است، چون حضرت فاطمه(ع) را به عنوان امانت از خدا و رسول خدا گرفت/بحار:ج22،ص484.   او «امین الله» است، چون به هیچ امانتی از مردم خیانت نکرد و پس از هجرت پیامبر ادا کننده ی امانات مردم، از جانب حضرتش بود.  او «امین الله» است، چون از امانت حکومت به درستی پاسداری کرد و در آن مقام خیانتی نورزید.

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هشتاد و دوم حضرت علی(ع)


        زَکِیُّ  الزَکانه      علی(ع) دارای متانتی بی آلایش بود.

توضیح: حضرت علی(ع) انسانی با وقار و پر هیبت بود، متانت و آرامشش در جنگ و صلح و در خلوت و جمع، در برابر دوست و دشمن یکسان بود. او صاحب نفس مطمئنه بود وبا راه یافتن به حقیقت ذکر خدا به دریایی از اطمینان قلبی دست یافته بود. قرآن، علی(ع) را نفس مطمئنه خوانده و می فرماید: « یا ایَّتها النَّفس المُطمئنهُ  إرجعی إلی رَبِّک راضیهً مرضیه/ هان ای نفس مطمئن و آرامش یافته  به سوی پروردگارت باز گرد که هم تو از او راضی هستی و هم او از تو(سوره فجر/28).»   امام صادق(ع)  در تفسیر این آیه در شان حضرت علی(ع) نازل شده است(تاویل الایات:ج2،ص795).  ایشان همچنان در تبیین صفات امام می فرمایند: «خداوند متعال امام را برای بندگان به منزله پرچم(هدایتی) قرار داد و بر او تاج وقار پوشانید و وجودشان را از نور جباریت خویش بهره مند ساخت./کافی:ج1، ص203.»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هشتاد و یکم حضرت علی(ع)

     نَقِیُّ العَشِیرَهِ    علی(ع) که دارای عشیره و نزدیکانی برگزیده و پاک بود.

توضیح: هر قبیله به عشیره های مختلفی تقسیم می شود. یکی از عشیره های قبیله ی قریش، عشیره ی بنی هاشم بود. در تاریخ درباره ی ویژگی های بنی هاشم آمده است: (بنی هاشم، برگزیدگان نسل ابراهیم بودند و با ویژگی هایی چون: طهارت، فصاحت، سماحت، شجاعت، ذکاوت، حیا، عفت، بردباری، شکیبایی و... در میان قبایل عرب جایگاهی بس بلند داشتند./ اهل بیت در قرآن وحدیث:ج1،ص235)  در روایت است که روزی جبرئیل نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: « خداوند متعال از قوم بنی هاشم 7 نفر را برگزید که مانندی برای آنان نیست: 1. تو را به عنوان سرور پیامبران       2. علی(ع) را به عنوان سرور اوصیاء     3. حسن(ع) و حسین(ع) را به عنوان سرور اسباط (فرزندان پیامبر)      4. حمزه را به عنوان سیدالشهداء     5. جعفر طیار را که در بهشت با فرشتگان پرواز می کند.      6. حضرت قائم(عج) را که چون ظهور کند حضرت مسیح(ع) در نماز به او اقتدا می کند./اصول کافی:ج8، ص 49»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هشتادم حضرت علی(ع)

         فَاضِلُ القَبِیلَهِ       علی(ع) از قیبله ای نامدار و برتر بود.

توضیح: علی(ع) نه تنها دارای بهترین پدر و مادر بود، که در میان قبایل عرب، از پر آوازه ترین و نامدار ترین آنها، یعنی قبیله ی قریش بود. قبیله ی قریش به خاطر سرپرستی امورات خانه ی خدا در میان قبایل عرب شهرت بسیار داشت و افراد صاحب نامی در طول تاریخ از آن برخاسته بودند. قبیله ای که به نسل پاک ابراهیم بت شکن برمی گشت. پیامبر درباره ی نیاکان خویش فرمود:« خداوند از فرزندان ابراهیم، اسماعیل را برگزید واز پسران اسماعیل، بنی کنانه را و از بنی کنانه، قریش را و از قریش بنی هاشم را و از بنی هاشم مرا/سنن ترمذی:ج5،ص583.»  ونیز فرمود:«من و علی(ع) از یک ریشه ایم/دانش نامه امیرالمومنین:ج8،ص59.»  به خاطر شرافت و شهرت این قبیله خداوند بهترین انسانها (14 معصوم) را در میان آنها قرار داد.

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

صفت هفتاد و نهم حضرت علی(ع)

      شریفُ الفصلِ    علی(ع) دارای شریفترین مادر بود.

توضیح: مادر زیباترین واژه هستی است و علی(ع) بهترین مادر را، از بین مادران، به خود اختصاص داده بود و بخش مهمی از صفات خود را از مادر داشت. فاطمه بنت اسد زنی پاک و نجیب بود که هم برای علی(ع) و هم برای رسول خدا مادری نمود، به گونه ای که پیامبر از او به عنوان «مادر دوم» خویش یاد می کرد و می فرمود: (پس از مادرم که مرا بزاد، او مادرم بود/کنزالاعمال:ج13، ص636.)  فاطمه از سویی فرزند أسد(دختر شیر) و از سویی مادر اسدالله، حضرت علی(ع) بود و انتخاب نام «أسد» و «حیدره» برای علی(ع) برای زنده نگه داشتن شیر صفتی و نام زیبای پدرش «أسد» بود. فاطمه بنت اسد اولین زنی بود که با پیامبر بیعت کرد وبا پای پیاده همراه علی(ع) و فاطمه از مکه به مدینه هجرت نمود. او زنی آسمانی و مستجاب الدعوه بود که به هنگام ولادت علی(ع)، کعبه به رویش آغوش گشود. هنگامی که فاطمه بنت اسد وفات یافت، پیامبر او را در لباس شخصی خویش کفن نمود و بر او نماز خواند و هفتاد تکبیر گفت و پیش از آنکه او را در قبر بگذارد، خودش در قبر خوابید(المستدرک:ج2،ص117 ).

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هفتاد و هشتم حضرت علی(ع)

     کَریمُ الاصلِ    علی(ع) دارای برترین تبار و نژاد پدری بود.

توضیح: یکی از عوامل مهم در شکل گیری شخصیت انسان، نژاد پدری و خصوصیات شخصیتی اوست. معمولاً انسانهای متعالی از صلب مردان پاک و اصیل تولد یافته اند.  لبن عباس در تفسیر آیه ی:« وَ هُوَ الذی خَلَقَ  مِنَ الماءِ بَشَراً فجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهراً و کانَ رَبُک قَدیراً/سوره فرقان،54»  می گوید: خداوند پس از خلقت آدم نطفه ای آفرید و از پشت پدری به پدری و از رحم مادری به رحم مادری دیگر منتقل ساخت تا به حضرت ابراهیم و سپس به عبدالمطلب رسید. پس آن نور را دو قسمت نمود، یکی را در عبدالله که از او محمد تولد یافت و دیگری را در ابی طالب که از او علی تولد یافت(نَسَب)، قرار داد. سپس بین آن دو نور اُلفت و ترکیب ایجاد کرد و علی(ع) و فاطمه را به ازدواج یکدیگر در آورد. (صِهر/بحار:ج35، ص361) ابوطالب در میان قریش از جایگاهی ممتاز بهره مند بود. او سرپرستی پیامبر را در کودکی بر عهده داشت و در تمام مراحل زندگیِ پیامبر، حتی در شعب ابی طالب بهترین حامی او در برابر دشمنان اسلام بود. او برای علی(ع) پدر اول و برای پیامبر پدر دوم بود.

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هفتاد و هفتمحضرت علی(ع)

          مِحجاجٌ     علی(ع) بسیار مناظره گر بود.

« اُدعُ سَبیلِ رَبِّکَ بالحِکمَهِ و المَموعِظَهِ الحَسَنَهِ و جادِلهم بِالتی هِیَ أحَسَنُ   پیامبرم! به سوی پروردگارت دعوت کن با حکمت و موعظه ی نیکو وبا آنان به بهترین شیوه جدال نما/سوره نحل،125.»  داشتن قدرت مناظره ی علمی ئ قانع و منقاد نمودن دیگران در برابر حق و مهارت در سخنوری دو طرفه و پاسخگویی به سوالات و ابهامات دیگران، یکی از مولفه های مثبت شخصیتی است. این ویژگی، فضیلتی بالاتر و برتر از خطابه و سخنوری یک جانبه است. علی(ع) در این فن دارای اقتدار و مهارت مثال زدنی بود، او هم طالبان حقیقت وهم معاندان و مغرضان را با کلامش قانع می نمود. مناظرات مکتوب او با معاویه و عمروعاص و دیگر تبه کاران و نیز یهودیان و نصاری و حقیقت جویان فراوان است. گروهی از یهودیان نزد حضرت آمدند و گفتند: هنوز پیامبرتان را دفن نکرده بودید که با هم درگیر شدید! حضرت فرمودند: ما درباره آنچه از اوست اختلاف کردیم نه در خود او، اما شما بلافاصله پس از عبور از رود نیل گفتید: «اِجعَل لنا اِلهاً کَما لَهُم ءَاِلهَهُ قالَ (موسی) إنَّکُم قَومُ تَجهَلُونَ/نهج البلاغه: حکمت317.»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هفتاد ششم حضرت علی(ع)

      خَطِیبٌ    علی(ع) در سخنوری بی بدیل بود.

توضیح: قدرت سخنوری و مهارت در کلام و بیان حقایق و سخنگوی بارگاه خدا و رسول خدا بودن، یکی از سعادتها و فضیلت های ویژه حضرت علی(ع) است. او با بیانات معجزه آسا و تاثیر گذار خویش، دلها را زنده می کند و نهج البلاغه ی او پس از قرآن در وادی خطابه، ادبیات، معارف، فصاحت و بلاغت کتابی بی رقیب و اعجاب برانگیز است. گفته هایش چونان نهری زلال وپرخروش، کویر خشکِ دلهای تشنگان حقیقت و معارف حق را سیراب می کند. او نه تنها امیرالمومنین بود که «امیرالبیان» هم بود. معاویه در توصیف حضرت علی(ع) می گوید: «اگر همه زبانهای مردم گِرد آیند ویک زبان شوند، زبان علی(ع) در برابر آنها بسنده است/ دانش نامه امیرالمومنین:ج10،ص289. »  او کسی است که فی البداهه، خطبه ای بدون«نقطه» و خطبه ای بدون«الف» ایراد نمود(دانش نامه امیرالمومنین:ج10/ص310).

ابن ابی الحدید می گوید:(در فصاحت، او پیشوای فصیحان و سرور بلیغان است وکلام او پائین تر از کلام خدا وبرتر از سخن آفریدگان است.) او در ذیل خطبه ی 221 می گوید: (اگر همه فصیحان عرب در مجلسی گرد آیند و این خطبه برایشان خوانده شود سزاوار است در برابر آن سجده کنند/ دانش نامه امیرالمومنین:ج1،ص300.)     همچنین او در شرح خطبه 221 نهج البلاغه می گوید: (سوگند به آنچه همه ی امت بدان سوگند یاد می کنند، این خطبه را از پنجاه سال پیش تا کنون بیش از هزار بار خوانده ام و هیچگاه آن را نخوانده ام مگر آنکه ترسی و هراسی و حس پندگیری را در وجودم انداخته است/ دانش نامه امیرالمومنین:ج10، ص301.)     جرج جرداق مسیحی(استاد ادبیات عرب در لبنان) می گوید: (جاذبه های کلمات امام علی(ع) شوری در من ایجاد کرد که 200 مرتبه نهج البلاغه را مطالعه کردم/نهج البلاغه دشتی:ص13.)    مرحوم دشتی می فرماید: (در عنوان گذاری و موضوع بندی نهج البلاغه 1500 عنوان در 74 رشته تخصصی فهرست بندی نمودیم/ نهج البلاغه دشتی:ص15.)

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هفتاد و پنجم حضرت علی(ع)

      حَصِیفٌ     علی(ع) مصلحت اندیش و دورنگر بود.

توضیح: عقل نیرویی تکامل پذیر و قابل اعتلاءست و حس محاسبه گری انسان قابل زوال یا استحکام است. هنگامی که فعل و اندیشه های محاسبه گرانه در انسان از استحکام، انسجام و پایداری زمانی برخوردار باشد و دارای پشتوانه ی محکم استدلالی باشد، در این مرحله فرد به مقام حکمت و «حصیف» بودن نائل شده است. قرآن از انسانهایی که دارای مغز متفکرند، به اولوالالباب(صاحبان لب و خرد) یاد می کنند و حضرت علی(ع) از مصادیق بارز این گروه است. حضرت علی(ع) صاحب آرایی استوار و شکست ناپذیر است و اندیشه ها و راهکارهایش تاریخ مصرف ندارد و برای همه دورانها و شرایط قابل اجراست. کمالات وجودیش او را به أبَر انسانی فرا تاریخی و الگو تبدیل نموده و سخنان گهربارش در نهج البلاغه دلیل روشنی این مدعاست. حضرت علی(ع) در اهمیت عقل محوری می فرمایند: «اِنَّ الشقی مَن حُرِمَ ما اُتِی من العَقل و التَجرُبهِ   بدبخت کسی است که از بهره های عقل و تجربه محروم باشد/میزان الحکمه:ح13402.»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

صفت هفتاد و چهارم حضرت علی(ع)

           عَزَّامُ       علی(ع) بسیار با اراده و مصمم بود.

توضیح: اراده، نیروی اجرایی و مدیریتی انسان است. انسانهای بزرگ دارای اراده های بزرگند و لازمه رشد تعالی و نیل به مقامات والای انسانی، داشتن عزم و اراده و قاطعیت در تصمیم گیری هاست. حضرت علی(ع) از مصادیق اعلای انسانهای الوالعزم بود و چون تصمیم به کاری می گرفت، آن کار تمام شده به شمار می رفت.  برای او خواستن برابر با توانستن بود و مظهری از این صفت الهی بود که: « اذا أراد الله شیئا أن یقول له کن فیکون/سوره یس،82.» حضرت علی(ع) می فرمایند: « بیماری سستی دلت را با اراده ی قوی درمان کن و خواب غفلت دیده ی بصیرت را با بیداری/میزان الحکمه:/12912.»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هفتاد و سوم  حضرت علی(ع)

          حازِمٌ     علی(ع) با تدبیر و همه جانبه نگر بود.

توضیح: از جمله کمالات وجودی حضرت علی(ع) داشتن قدرت تمییز، بصیرت الهی و تدابیر حکیمانه ی او در امور فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی بود. او از منظر مُلکی بسیار محاسبه گر و عاقل می نمود واز نظر ملکوتی دارای علم غیب بود. قدرت تحلیل و پیش بینی های او اعجاب بر انگیز بود و بسیاری از حوادث را قبل از وقوع می دانست.   حضرت علی(ع) در جواب سوال از چیستی حزم می فرمایند: « أن تنتَظِرَ فُرصَتَکَ و تُعاجِلَ ما أمکَنَکَ   (حزم) آن است که منتظر رسیدن فرصت خود باشی و چون فرصت دست داد بشتابی/ بحارالانوار: ج68، ص 339.»   ایشان همچنین می فرمایند: « الظَّفَرُ بِالحَزمِ و الحَزمُ بإجالَهِ الرَّأیِ و الرَّأیُ بِتَحصینِ الأسرار     پیروزی با دوراندیشی به دست می آید و دوراندیشی با رایزنی و رای با رازداری/میزان الحکمه:ح3721 (یعنی با سه رکن: حفظ اسرار، رایزنی و دوراندیشی می توان به پیروزی دست یافت.)»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

صفت هفتاد و دوم حضرت علی(ع)

          ضَرغام       علی(ع) مردی دلاور و نترس بود.

توضیح: اگر در تعابیر حضرت علی(ع) را شیر نامیده اند، تنها به خاطر محدودیت الفاظ برای رساندن مقصود است. زیرا الفاظ و تشبیهات بشری ناتوانتر از آن هستند که بتوانند اوصاف علی(ع) را در خود جای دهند. علی(ع) از کسی جز خدا نهراسید و سختترین شرایط جنگی او را مرعوب نساخت. در جنگ جَمَل زرهی خواست که بین کتف زره پارگی بود. امیرالمومنین آمد در حالی که بند کفشی در دست داشت. ابن عباس پرسید: با این بند می خواهی چه کنی؟ گفت: با این بند، پارگی زره را از پشت به هم وصل کن. ابن عباس گفت: آیا در چنین روزی، چنین زرهی می پوشی؟ فرمود: مگر چه عیبی دارد. ابن عباس گفت: بر تو بیمناکم. فرمود: نترس از اینکه کسی از پشت سرم حمله کند. به خدا سوگند، هرگز در هیچ مبارزه ای پشت نکرده ام(الجمل:ص355).  حضرت علی(ع) می فرمایند: « همانا من هرگز از میدان جنگ نگریخته ام و هیچ کس به پیکار من نیامد مگر آنکه زمین را از خونش سیراب کردم/ میزان الحکمه:ح1035.»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هفتاد و یکم حضرت علی(ع)

               هَزَبرٌ      علی(ع) که چونان شیری چالاک و شکارگر بود.

توضیح: حضرت علی(ع) شیر صفت است. آنچنان اقتدار داشت که در انتخاب القابش بیشتر القاب شیر، چون: ضرغام، اسد، لیث و هزبر و قَسوَرَه به چشم می خورد. راه رفتنش، نگاهش، حمله اش، غرشش، همه و همه تصویری از یک شیر ژیان را تداعی می نمود. در وصف جمال و جلال او در تاریخ آمده است:  « چشمان علی(ع)، درشت، سیاه، چهره اش از زیبایی گویی ماه شب چهارده بود. شکمش فربه، سینه اش پهن، کف دستانش زِب، استخوان هایش سِتَبر و گردنش گویی جام نقره بود. موهای جلوی سرش ریخته، یال و کوپالی همچون شیر ژیان داشت، چون راه می رفت، می خرامید و پیکرش روان می شد. بازویش از ساعدش قابل تشخیص نبود و کاملا درهم پیچیده بود. مچ دست کسی را نمی گرفت، جز آنکه نفسش بند می آمد و تاب دم برآوردن نمی آورد. بینی اش کوتاه و ظریف بود، هرگاه به سوی میدان جنگ حرکت می کرد، به شتاب می رفت/وصف صفین:ص233. »

رونقی کان دین پیغمبر گرفت

از امیرمومنان حیدر گرفت

چون امیر نحل، شیر فَحل شد

زآهن او سنگ، مومِ نحل شد(عطار نیشابوری: مصیبت نامه)

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

 

صفت هفتاد حضرت علی(ع)


                 صِندِیدٌ     علی(ع) از روسا و بزرگان قریش بود.

توضیح: حضرت علی(ع) جلوه ای از قدرت و صلابت و نمایشی از یک اسطوره ی شکست ناپذیر و همیشه غالب بود. او در جایگاه رفیعی از انسانیت ایستاده بود و با نمایش جلوه های قدرت و شجاعتش در میان اعراب به « صندید العرب» شهرت یافته بود. نامداران و جنگجویان عرب در مقابلش حقیر و ذلیل می نمودند و تاریخ حتی یکبار شکست او را مبارزه ای به یاد ندارد. حتی در کودکی و آن هنگام که ابوطالب میان خردسالان و نوجوانان قریش مسابقه ی کشتی برقرار می کرد، حضرت علی(ع) همیشه پیروز بود. تاریخ هیچگاه صحنه ی به خاک افتادن عمروبن عبدود و مرحب یهودی بدست حضرت علی(ع) را از یاد نمی برد. حضرت علی(ع) می فرمایند: «من در خردسالی سینه های عرب را خرد کرد و شاخ های برآمده قبیله ی ربیعه و مضر را شکستم/میزان الحکمه:ح1038.»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور

صفت شصت و نهم حضرت علی(ع)


 باسِلّ     علی(ع) که مردی توانمند، شجاع و خشمگین بر دشمنان بود.

توضیح: در میان عرب و عجم نزدیکترین یار رسول(ص) حضرت علی(ع) و در نتیجه دورترین بشر از شیطان و شیطان صفتان بود. حضرت علی(ع) در برابر ظالمین بسیار سرسخت بود. تا هنگامی که به کسی ظلمی نمی شد و یا حکمی از احکام الهی پایمال نمی شد، همچون دریای آرام و ساکت بود، اما چون ظلمی می شد ویا حکم خدا نادیده گرفته می شد دریای وجودش آنچنان طوفانی می شد که کسی یارای ایستادگی در مقابل امواج سهمگین را نداشت. در جنگ صفین، عبدالرحمان بن خالدبن ولید در وصف حضرت علی(ع) گفته است: « به خدا سوگند روزی بر ما گذشت که گرفتار اژدهایی همچون کوهی استوار شدیم و او در حالی که گرد وغبار به راه انداخته ومیان ما و افق حائل شده بود، بر ما هجوم آورد. او بر اسبی سیاه سوار بود و از چپ و راست شمشیر می زد و مانند شتری جوان، در جوش و خروش بود و چون پیکار کننده ی توفنده، از خشم دندان می فشرد. معاویه گفت: به خدا سوگند، هم اکنون او(حضرت علی(ع)) شمشیر می زند و انتقام جویانه می جنگد/شرح نهج البلاغه:ج8/ص53.»

برگرفته از کتاب گل روی علی(ع) نوشته مهدی نیلی پور